299943_699
رشد اعتماد به نفس
خرداد ۴, ۱۳۹۴
نکات سخنرانی
خرداد ۱۳, ۱۳۹۴

تمرین در سخنرانی

red-man-speaking

پیشتر مقدماتی را راجع به نکاتی کلی که می بایست یک سخنران خوب به آنها توجه داشته باشد خدمتتان ارائه کردیم و در ادامه میخواهیم در همان مسیر گام برداریم .
برای اینکه بتوانیم یک سیمای کلی از یک سخنرانی خوب داشته باشیم می توانیم بگوییم می بایست یک سخنران خوب بتواند خوب صحبت کند (فن بلاغت و هنر سخن گفتن) ، برنامه ریزی برای سخنرانی خود داشته باشد ، اعتماد به نفس و تسلط ذهنی مناسبی را در حین سخنرانی در خویش احساس کند و همچنین این اطمینان را به مخاطبان خود بتواند بدهد که او بر تمام جوانب مسلط است و همه چیز تحت کنترل اوست ؛ همچنین یک سخنران خوب می بایست تسلط به تریبون داشته باشد (در صورت ارائه سخنرانی پشت میز یا تریبون) ، تسلط صوتی و تکنیک های قوی صدا را بداند و بتواند اگاهانه و زیرکانه از آنها استفاده کند و از همه مهم تر بتواند محیط را کنترل کند ؛ در پایان نیز می بایست سخنرانی را با موفقیت به اتمام برساند که در این خصوص برخی ها معتقدند می بایست مخاطبان را مشتاق رها کرد.
موضوعاتی که ذکر شد اهم محورهای صحبت ما در ادامه ی مطالبی که ارائه می شود است .

در طول تاریخ نهایت و غایت تاثیرگذاری انسان ، توانایی ترغیب دیگران بوده است . در واقع هدف از سخن گفتن در میان جمع ، تلاش برای رخ دادن اتفاقی است که در صورت نبود صحبت های گوینده روی نمی دهد. وظیفه ی یک سخنران این است که مخاطبان خود را انگیزه بخشد و ترغیب کند. بهتر بگویم ، حرف ها ، اندیشه ها ، احساس و عملکرد مخاطبان را اگر تغییر نمی دهد ، دست کم تحت تاثیر خود قرار داده و به منزله ی روشن شدن چراغی یا آفتابی رد آنها باشد.

انگیزه بخشیدن از نظر ارسطو به سه اصل منتهی می شود که عبارتند از 1- logos 2- ethos 3- pathos که در ادامه با کمک گرفتن از نظرات برایان تریسی به این سه اصل می پردازیم.

Logos به منطق ، واژه ها و علت ها در سخنان سخنران اشاره دارد. در واقع می بایست هر چه را که به رشته ی کلام منتهی می شود ، مانند حلقه های زنجیر با هم هماهنگ و پشت سر هم باشند تا بحث مستحکم و به اصطلاح فخیم  و منسجمی به وجود بیاید . به عبارتی با برنامه ریزی از پیش تعیین شده و فکر درباره ی حرف ها  مسائل کلی و جزئی به صورت سطح مندی سامان پیدا می کنند و این مهم برای ایجاد یک بحث انگیزه بخش ، هر نکته را به نکته پیشین تکیه می دهد.

Ethos : در این حوزه به شخصیت ، رفتار و صداقت سخنران هنگام سخنرانی اشاره می کند. افزایش اعتبار قبل و بعد از سخنرانی از دید مخاطبان و همچنین افزایش احتمال آنکه سخنان سخنران قابل پذیرش و انجام آنها از طرف مخاطبان باشد را حاصل می شود.

Pathos : در این مورد به درونمایه و جان ِ عاطفی صحبت های سخنران اشاره دارد. این مهم زمانی ارزشش روشن تر و ملموس تر می درخشد  که  سخنران با افراد ارتباط عاطفی برقرار کند و آنها را به اندازه ای تحت تاثیر قرار دهد که طرز اندیشیدن شان را تغییر داده و یک اقدام خاص را منجر شود.

در تمام این سه اصل ، سه قسمت اصلی پیام که واژه ، لحن صدا و زبان بدن گوینده بود به عنوان مبنا قرار می گیرد و می بایست همواره به آنها توجه شود ؛ زمانی که سخنران آرام صحبت می کند ، واژه ها صریح تر ، واضح تر و رسا تر به نظر می آید و همچنین لحن صدا لذت بخش تر و دلنشین تر می شود. وقتی سخنرانی مکث می کند ، لبخند می زند ، دست هایش آزاد و بی هیچ اثری از سخت گیری (نظیر محکم گرفتن تریبون ، دست به سینه بودن و … ) است و سرشار از لطافت  ، انگار اشتیاق ، صمیمیت و رغبت مخاطبان به سخنران بیشتر و بیشتر می شود. احساس آرامش به آنها دست می دهد و پیام سخنران را بسیار آسان تر می پذیرند.

پیشتر ذکر کردیم که یادگیری صحبت کردن و سخن گفتن شبیه فراگرفتن سایر مهارت هاست . این مهارت تا زمانی که به توانایی برقرار ارتباط و ترغب کردن مسلط شوید ، نیازمند تمرین و تکرار است .
به همین منظور از نظر برایان تریسی یکی از بهترین راه های بهبود سبک و توانایی سخنرانی ، از حفظ خواندن یک قطعه شعر با صدای بلند است (البته شعری که برایان تریسی مد نظر دارد شعر کلاسیک ادبیات فارسی نیست ، غایت و منظور شعر سپید و آزاد امروز است که آزاد از وزن عروضی و قوافی ست ) . شعری را که از آن لذت می برید و موضوعی جذاب و مصراع های زیبا دارد حفظ کنید و سپس آن را بارها و بارها از حفظ تکرار کنید ( البته در نظر داشته باشید که یک شعر مناسب و زیبا از نظر برایان تریسی محتوا و ساختار نحوی و دستوری زبان سالم است ، بنابراین لزوما شعر هم نبود ، نبوده است ، صرفا یک متن خلاصه که در آن دستور و نحو زبان سالم و زیباست نیز می تواند راهگشا باشد). با لحن های متفاوت بخوانید و بگویید ، آهنگ و صدا را تغییر دهید و روی واژه های مختلف تکیه و تاکید کنید. وقتی این شعر را خوب بخوانید ، نه تنها ساختن جملات را می آموزید ، بلکه چگونگی استفاده از محدوده گسترد واژه ها را ، برای این که کلامتان نفوذ بیشتری داشته باشد ، یاد می گیرید.
از نظر برایان تریسی قاعده کلی این است که مخاطبان سخنی را که شما می گویید از خاطر می برند ، اما نحوه بیان آن را به یاد می آورند. وقتی بر واژه ها و عبارات مختلف تکیه می کنید تا حدودی توانایی موسیقایی برای سخن گفتن را در خود می پرورانید ، به نحوی که مخاطبان جذب پیغام شما می شوند.

برای جمع بندی می توانیم اینگونه بگوییم که برقراری ارتباط نیاز به تسلط بر هنر سخن گفتن دارد و این مهم نیز نیازمند آمادگی یادگیری و تمرین پیوسته به مدت چندین ماه و شاید هم چند سال داشته باشد؛ و مسیری ست که لزوما می بایست طی شود. در واقع آمادگی است که افراد معمولی را از خاص ها جدا می کند ؛ لذا زمانی را می بایست برای منطقی کردن منطق ، انتخاب واژه ها ،و اقدام جهت رسیدن به اهداف مخاطبان اختصاص داد. و تمام این ها خلاصه می شود در یک واژه “تمرین”.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *